تبليغاتX
در مکتب عشق - فرزندان آدم........

 

 

 

 

 این دوربین ها شب و روز  فعالن هر گونه کپی برداری را

عم از عکس - مطلب و حتی نظرات خوشگل مامانی من - رو

ظبط می کنن و بنده بعد از مطالعه  موارد

ظبط شده شخصا به حساب این  آدمای

تنبل که خودشون کار نمی کنن و از اینور و اونور

مطلب جمع می کنن میرسم........بله پس هوشیار باشین

 

 

   

 

    

سلام نماينده هاي     خدا بر روي زمين.    وقت خداييتون بخير.

من ۲ روز پيش پستي به مناسبت هشتصدمين سالگرد مولانا

ثبت کرده بودم و با اجازتون قرار بود   اين آخرين    پست وبلاگ

باشه چون يک سال هم       از تاسيس    اين بلاگ گذشته بود.

راستش ما در   پارسي بلاگ  - پرشين بلاگ  - بلاگ اسپوت)

چند تا وبلاگ ايجاد کردیم که    حتما     به جاي اين    نوشته ها

تصميم داشتم آدرس وبلاگ ها رو بنويسم   براتون.    اما ديشب

چند تا يادگاريه با ارزش از دوست  بسيار بسيار   صميميم(ذبيح)

خوندم تو وبلاگم که واقعا ارزشمند    بود خيلي    خوش قلمه.

 دلم نيومد اين جمله ها رو فقط خودم بخونم.       خواستم همه

 نوشته هاشو يه جا جمع   کنم و    اينو به    عنوان آخرين پست

 قرار بدم.آخه اين جمله ها سر خود تايپ نشدن که تو وبلاگ من.

جمله اي که نام خدا در اون حک شده باشه سر شار    از حکمته

 و براي من حرمتي داره مهربونهاي زميني ميدونين    اينجور حرفا

برا همه ما آدما  لازمه    ما هايي که    اصل   خويش رو   فراموش

کرديم .    ذبيح    برام     نوشته بود   ( اينا درد دل منه آرزو)   اما من

 ميگم اينا برا هر خواننده اي يک تلنقره بزرگه.خلاصه که    اميد وارم

 اون تاثيري که رو جان و روح من داشت برا شما هم   بيشتر    از اون

مفيد باشه.اولش با اين شعر پاييني شروع ميشه.

 

 

 

 

 

بيدلي در همه احوال خدا با او بود


او نمي ديدش و از دور خدا را مي کرد

 


افتاب 85 نيز بر لب بام رسيده وحسرت زمانهاي از دست رفته داغي ديگر بر

دلم نهاده است!اکنون زمان حساب و کتاب    گشته !     خوب!

سود و زيان سال را بگذاريد جلو تا بيلان سالانه اي در بياوريم!!

به قول علي آن شير خدا به (حساب خود برسيد  قبل   از آنکه

به حساب تان برسند.....)راستي چقدر خدا را  مي شناسيم؟   راستي امسال

 تا کجا توانستيم از نعمت هاي آن يگانه مطلق سود ببريم و ديگر اينکه

 آيا کفران نعمت کرديم؟؟ياخير؟؟راستي آيا امسال دروغي به خدا

گفته ايم؟؟يا اگر همه راست بود خدا چه    جوابمان    داده است؟

!راستي امشب را به آسمان نگاه کن آن ستاره هايي که مي بيني

 تکه هايي از نور عشق من   هستند   نسبت به   خالقم.    راستي

ما فرزندان آدم چرا اينقدر   با خود    بيگانه ايم!!  مگر نه    اينست که

عالم کبير در درون ما نهفته است؟خداي من اي خالق زيبا و زشت!  ما هرگز

 انچنان که شايسته است تو را نشناختيم .عشق من. بارها توبه    شکستيم !

 لاکن هرگاه بازآمديم پذيراي مان بودي!(صنما بتا بهارا ملکا مه ها نگارا)

!من ان وجود حقيقي خويش را گم کرده ام!يارب    من کورم!        کوري

 که اگر تو دست کوچک و خردم در دستهاي پر محرت نگيري و راه نبري

 حتي در خانه ام را نيزپيدا نخواهم کرد!جانان   من اخلاقم   چو   دريايي

 پر موج است که هر گاه حالتي بر خود مي گيرد!گاهي     موج هايي

تند و دهشتناک و بعضي اوقات دريايي ارام و ساکن!تو خود بر اين دريا

 به چشم عنايت بنگريسته اخلاقم خدائي کن نه دريايي!! و طوفاني!

ملکا نازنيا بر من ببخش که قدر هم صحبتي   تو تا امروز   ندانستم !

 کريما از کيسه کرمت ضرفيت خردم افزون فرما حکيما   از اقيانوس

 بي انتهاي حکمتت قطره اي نسيب اين فقير گردان غمخوارا به خود

 وا منه اين بيچاره را که جز تو در اين عالم هيچ دوست و رفيقي براي

 خويش نمي يابم.......يارب به من بياموزکه بر همه بندگانت از کوچک و

خرد عشق بورزم و زندگي را موهبتي از جانبت بدانم ....    ما را به کار

 جهان هرگز التفات نبود رخ تو در نظرم اينچنين خوشش آراست خدايا

مهربانان و حکيم طبيبان و دست گير پادشاهان و جرم بخش توبه کاران


قسم به اسم اعظمت که فکرش نيز تارو پود جانم     مي لرزاند    دوستت دارم    با تمام

 جان.........راستي ارزش يک تن آدم   چقدر است؟!    مي توان قيمتي

بر او نهاد؟!راستي من اگر برده اي سياه بودم   و   قرار    مي شد در

بازاربرده فروشان به نمايشم بگذارند دوست داشتم چه قيمتي بر من

بگذارند؟!جزجز مي خرند يا همه را يک جا؟!تنها در مغز من غلغله اي

برپاست يک صدميليارد سلول زنده توسط   يکصد     بيليون    راه هاي

ارتباطي در جوش و خوروشند!قلبم را چند مي خرند که در ان ياد و نام

خدا را دارم!پايم را که اگر نبودي جايي      نمي توانستمي    برفتمي؟


دستم چقدر که بي ان محتاج ديگران مي باشم؟!مي بينيد اگر         جزو به     جزومعامله

 کنند برايشان گران تمام مي شود بهر همين همه مرا يکجا مي خواهند

 کيلوئي!ولي بيشتر انسانها معامله گران خوبي نيستندمثلا   اگر ذ دل خود

 را از دست مي دهي چرا براي يک چيز بي ارزش باشدادم عاقل دل را در قبال عشق به خدا

مي دهد يعني اين را مي دهد ثروتي عظيم تر و عزيزتر   مي يابد!   ما  موجودات

گران بهائي هستيم مراقب باشيم خودمان را و وقت با ارزشمان را به

 مفت از چنگمان در نياورند......امروز به دستم مي زدم !که واي بر من

 واي بر ادمي که خليفه الله است اما در رقابت براي دوست داشتن

 خداي تعالي مورچه اي از او پيش افتاده !عجب دل بزرگي دارد اين

 مورچه !    شب و روز به ستايش معبود مشغول است ! آسايش را بر تن

خويش حرام کرده !!چنان الله الله هايي  از ته دل بر    مي اورد که

عرق شرم بر پيشاني من ادم مي نشاند!! و بر خود فرياد بر مي زنم

تا کي درخواب خوش مستي باشي !تا کي تو در خواب باشي و زمين

و زمان مشغول ستايش حق!!چقدر فرق است ميان ديدن   و ديدن 


ميان شنيدن و شنيدن ميان خوردن و خوردن ميان راه رفتن و راه

رفتن چه بسيار مردماني که کورند ولي بينا و چه زياد انسانهايي

که مي بينند ولي کورند!!چه زياد آدمياني که نمي شنوند اما مي

شنوند و چه بسيار مردماني که مي شنوند اما نمي شنوند!از خدا

بخواهيم لياقت شنيدن و ديدن چيزهاي خوب را به ما عطا فرمايد!


از خدا بخواهيم در     دوست داشتن     حق      تشنه ترمان فرمايداز خدا

بخواهيم درهاي رحمت بي منتهاي خويش را بر روي   ما بندگان

 ضعيف خود باز نمايداز خدا بخواهيم :

 


گرچه ز شراب عشق مستم


عاشق تر از اين کنم که هستم

 

 

   

 

 

 

 

 

نظرم ندین بازم ظبط میشه هاااااا حتما نظر بدین تا دستگیر نشین

آخه دمه عیدی خیلی بده در کنار خانواده نباشین

وای وای خیلی چسبید

نظر زورکی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 10:50  توسط آرزو و نگار |